brion

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\bʁi.jɔ̃\/

اسم

  1. بخش بدنه قایق بین سینه و کیل
  2. خزه روی پوست درخت

صفت

  1. مربوط به بری، کمون فرانسوی در مانش

مثال‌ها