ساز زهی قرن هجدهم از خانواده ویولا دا گامبا، تقریباً به اندازه ویولنسل
در ارکستر جاز، مخفف ساکسیفون باریتون
صفت
کلمهای که تکیه روی هجای آخر آن نیست
مثالها
« […]
— Oui, monsieur, je persiste », répondit Troppmann, avec le même baryton agréable et ferme, […]. — « […] — بله، آقا، پافشاری میکنم»، تروپمان با همان باریتون خوشایند و محکم پاسخ داد، […].
Cette voix, qui tenait de la basse-taille par son volume, se veloutait comme celle des barytons, et prenait, dans le rire par lequel Philéas accompagnait ses fins de phrases, quelque chose d’argentin. — این صدا که از نظر حجم به باس-تای شباهت داشت، مانند باریتونها مخملی بود و در خندهای که فیلئاس با آن جملاتش را پایان میبرد، چیزی نقرهای داشت.
J’appelle Howard Johnson, de tout temps l’un de mes préférés au baryton. Il peut descendre la tessiture de son instrument du ré bémol au si naturel. — هاوارد جانسون را صدا میزنم، که همیشه یکی از محبوبترینهایم در باریتون بوده. او میتواند دامنه سازش را از ر بمل به سی طبیعی پایین ببرد.
Gerry Mulligan jouait du baryton. — جری مولیگان باریتون مینواخت.
Pour le play-boy au baryton, Paris était prêt à faire des folies. Ironie : Monk et Mulligan deviendront peu après bons amis, il feront même un disque ensemble […] — برای پلیبوی باریتون، پاریس آماده بود که دیوانگی کند. طنز: مانک و مولیگان اندکی بعد دوستان خوبی شدند، حتی با هم یک صفحه ضبط کردند […]
Les verbes barytons et les verbes circonflexes. — فعلهای باریتون و فعلهای سیرکانفلکس.