Bruxellois
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\bʁy.sɛ.lwa\/
اسم
ساکن یا اهل بروکسل
مثالها
Pour le moment, on se déride un peu et un Bruxellois est en train de nous amuser par ses histoires à la Beulemans.
—
در حال حاضر، کمی آرام میشویم و یک بروکسلی با داستانهایش به سبک بولمان ما را سرگرم میکند.
Mots liés
bruyamment
bruyant
bruyante
bruyère
bryon
bryone
BTS
BTS
bu
bu
bu
bua
buanderie
buandier
buandière
buas
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی