donner sa langue au chat

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\dɔ.ne sa lɑ̃.ɡ‿o ʃa\/

فعل

  1. پرسیدن جواب معما یا سوالی که باید پاسخ می‌داد؛ اعتراف به ناآگاهی

مثال‌ها