torpiller

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\tɔʁ.pi.je\/

Conjugaison du verbe torpiller

فعل

  1. با اژدر منفجر کردن، اژدر زدن.
  2. به شدت انتقاد کردن، تخریب کردن، زیرآب کسی را زدن.
  3. (مجازی) پروژه‌ای را ناگهان با شکست مواجه کردن، خراب کردن.
  4. تغییر اساسی دادن؛ به شدت زیر سوال بردن.
  5. با اقدامات پنهانی کارشکنی کردن، پنهانی زمین زدن.
  6. (پزشکی - تاریخی) اعمال شوک الکتریکی به بیمار (به‌ویژه سربازان).
  7. (نظامی) در حین حمله به نیروی خودی شلیک کردن (آتش خودی).

مثال‌ها