ritournelle

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · /\ʁi.tuʁ.nɛl\/

اسم

  1. عبارت کوتاه موسیقی پیش از هر بند ترانه
  2. ایده یا سخنی که پیوسته تکرار می‌شود
  3. وضعیتی که پیوسته تکرار می‌شود

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ ritourneller
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ ritourneller
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ ritourneller
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ ritourneller
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ ritourneller

مثال‌ها