requinquer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ʁə.kɛ̃.ke\/

Conjugaison du verbe requinquer

فعل

  1. مرتب کردن دوباره لباس
  2. تجدید لباس
  3. زیباتر و مرتب‌تر کردن ظاهر چیزی
  4. بازگرداندن یا گرفتن نیرو، (خود را) سرحال کردن، چه جسمی چه روحی، سرحال کردن، تقویت کردن، بالا بردن، ترمیم کردن

مثال‌ها