réfractaire

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\ʁe.fʁak.tɛʁ\/

صفت

  1. سرکش؛ نافرمان
  2. ناسازگار؛ غیرمساعد
  3. کشیشی که در انقلاب سوگند قانون اساسی را رد کرد
  4. مقاوم در برابر حرارت؛ دیرگداز

اسم

  1. سرکش؛ مقاوم
  2. فراری از خدمت سربازی
  3. سرامیک یا مواد دیرگداز

مثال‌ها