prosélyte

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · صفت · /\pʁɔ.ze.lit\/

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ prosélyter
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ prosélyter
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ prosélyter
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ prosélyter
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ prosélyter

اسم

  1. کسی که از بت‌پرستی به یهودیت گرویده
  2. کسی که به تازگی کاتولیک شده
  3. پیرو یا گرویدهٔ تازه به یک آرمان یا اندیشه
  4. طرفدار پرشور، حتی متعصب

صفت

  1. جویای گرویدن دیگران به آیین خود
  2. مربوط به تبلیغ دین
  3. کوشنده برای متقاعد کردن دیگران، بیرون از دین

مثال‌ها