plâtrer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\plɑ.tʁe\/

Conjugaison du verbe plâtrer

فعل

  1. با گچ پوشاندن، گچ‌کاری کردن.
  2. گچ، ژیپس یا سولفات کلسیم برای اصلاح خاک پاشیدن.
  3. با گچ تصفیه کردن.
  4. بیش از حد آرایش کردن، پودر زدن.
  5. چیز بدی را زیر ظاهری موقتی پنهان کردن.
  6. اندام شکسته را گچ گرفتن.

مثال‌ها