oïl
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · قید · /\ɔjl\/
اسم
منطقه جغرافیایی که در آن از زبان اوییل استفاده میشد
قید
شکل قدیمی کلمه «بله» در شمال فرانسه (زبان اوییل)
مثالها
Je suis d’oïl, et le coq chante mes amours en picardant.
—
من از اویل هستم، و خروس عشقهای مرا به لهجه پیکاردی میخواند.
Mots liés
oille
oim
oindre
oinj
oint
oint
oiseau
oiseau de mauvais augure
oiseau-mouche
oiseaux
oiselet
oiseleur
oiseleur
oiselier
oisellerie
oiseux
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی