mordant

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\mɔʁ.dɑ̃\/

صفت

  1. گازگیرنده، گزنده
  2. حیوان درنده (مثل گرگ، روباه و خرس)
  3. خورنده، اسیدی
  4. سوزناک، تند و تیز (برای سرما یا طعم)
  5. نیش‌دار، طعنه‌آمیز، گزنده (برای کلام یا انتقاد)
  6. انرژی، قدرت یا انگیزه برای انجام کار (گیرایی)

اسم

  1. چسب ورق طلا، روغن کمان (در طلاکاری)
  2. دندانه (ماده تثبیت‌کننده رنگ در رنگرزی)
  3. طنین نافذ و گیرای صدا
  4. تندی، گزندگی، لحن نیش‌دار
  5. روحیه تهاجمی، صلابت و کوبندگی در حمله
  6. موردانت، گزش (نوعی تزئین موسیقایی با اجرای سریع نُت مجاور)

مثال‌ها