مردی که فقط یک همسر دارد یا زنی که فقط یک شوهر دارد (تکهمسر).
گیاهی که ویژگی تکهمسری (گلهای هرمافرودیت جداگانه) دارد.
مثالها
– Plus monogames que nous quatre, ça n’existe nulle part. — – هیچکجا چهار نفری از ما تکهمسرتر وجود ندارد.
Cet apôtre de la liberté sexuelle est radicalement monogame, et toujours sa Marcelle lui suffira. — این پیامبر آزادی جنسی به شدت تکهمسر است و همیشه مارسل برایش کافی خواهد بود.
Elle a de ces arrondis qui rendraient le roi Salomon monogame à vie, et elle a ce genre de santé qui ferait passer cette poule romaine, Junon, pour une phtisique au dernier degré. — او آنقدر گردی دارد که شاه سلیمان را تا آخر عمر تکهمسر کند و آنقدر سلامت دارد که آن مرغ رومی، جونو، را در آخرین درجه سل نشان دهد.
Une tourte comme Hermine, si elle changeait d’homme, ça se verrait sur sa figure. Plus monogames que nous quatre, ça n’existe nulle part. — زن سادهای مثل هرمین اگر مردش را عوض کند روی صورتش معلوم میشود. هیچکجا چهار نفری از ما تکهمسرتر وجود ندارد.
Lorsqu’on sait que les surplus monétaires libérés par un cultivateur célibataire à la fin des bonnes années climatiques peuvent atteindre 15 000 F CFA, ceux d’un monogame, 30 à 40 000 F, on voit qu’il faudrait plus de dix ans au monogame pour acquérir une seconde épouse s’il en avait seul la responsabilité. — وقتی بدانیم که مازاد پولی که یک کشاورز مجرد در پایان سالهای آبوهوایی خوب آزاد میکند میتواند به ۱۵۰۰۰ فرانک CFA برسد و مازاد یک تکهمسر ۳۰ تا ۴۰ هزار فرانک، میبینیم که تکهمسر برای به دست آوردن همسر دوم اگر خودش تنها مسئول باشد باید بیش از ده سال صبر کند.