moissonner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\mwa.sɔ.ne\/

Conjugaison du verbe moissonner

فعل

  1. درو کردن گندم و سایر غلات.
  2. دریافت یا برداشت کردن.
  3. درو کردن، نابود کردن.
  4. گردآوری اطلاعات از طریق پژوهش روشمند.

مثال‌ها