martingale

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · /\maʁ.tɛ̃.ɡal\/

اسم

  1. تسمه‌ای که از یک سر به زین زیر شکم اسب و از سر دیگر به پوزه‌بند متصل می‌شود تا از پرتاب سر جلوگیری کند.
  2. تسمه چرمی برای اتصال فشنگ‌دان به کمربند سرباز.
  3. نیم‌کمربند پشت کت یا پالتو برای مشخص کردن کمر.
  4. شیوه شرط‌بندی که در هر دور دو برابر مبلغ باخته قبلی شرط بسته می‌شود.
  5. روش‌های مختلف شرط‌بندی که برخی بازیکنان ابداع و دنبال می‌کنند.
  6. اقدام موفق در همه موارد.
  7. فرآیند تصادفی که امید شرطی آن ثابت می‌ماند.

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ martingaler
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ martingaler
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ martingaler
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ martingaler
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ martingaler

مثال‌ها