marchander

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\maʁ.ʃɑ̃.de\/

Conjugaison du verbe marchander

فعل

  1. قیمت چیزی را پرسیدن و معمولاً چانه زدن تا قیمت پایین‌تری به دست آید.
  2. برای صرفه‌جویی بحث کردن.
  3. مردد بودن، دو دل بودن.
  4. بدون چانه زدن قبول کردن.

مثال‌ها