mailler
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
فعل · /\mɑ.je\/
Conjugaison du verbe mailler
فعل
با حلقههای توری تور بافتن.
زنجیرها را با شاکل به هم وصل کردن.
قبل از جوانه زدن لکدار شدن.
در چشمههای دام گیر کردن، در مورد ماهیها.
کار کردن.
پیچاندن.
پر کبک جوان لکدار شدن.
دزدیدن.
غر زدن.
مثالها
Mailler un filet.
—
تور را با حلقههای توری بافتن.
La sardine se maille.
—
ساردین در چشمههای دام گیر میکند.
Un filet qui maille.
—
توری که گیر میکند.
Le poisson maille bien aujourd'hui.
—
ماهی امروز خوب گیر میکند.
Tu vois, moi, je maille, et toi, tu bois !
—
میبینی، من کار میکنم، و تو مینوشی!
Mouiller le maillot et mailler !
—
مایو را خیس کردن و کار کردن!
Mots liés
démailler
remmaillage
remmailler
maillet
mailloche
mailloche
maillon
maillons
maillot
maillot jaune
maillure
main
main chaude
main dans la main
main de Dieu
main de fer
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی