lignette
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\li.ɲɛt\/
اسم
نخ با ضخامت متوسط برای ساخت تور
خط ماهیگیری سبک و کوچک
مثالها
Sors la lignette et place l’hameçon.
Mots liés
ligneul
ligneuse
ligneux
ligneux
lignicole
lignification
lignifié
lignifier
lignine
lignite
ligoter
ligron
ligue
liguer
ligueur
ligueur
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی