introniser

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɛ̃.tʁɔ.ni.ze\/

Conjugaison du verbe introniser

فعل

  1. قرار دادن بر تخت در مراسم
  2. نصب اسقف بر کرسی اسقفی‌اش
  3. نصب یا بازنصب شخص در وظیفه‌ای جدید یا پیشین

مثال‌ها