immobilisation

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\i.mɔ.bi.li.za.sjɔ̃\/

اسم

  1. عمل بی‌حرکت کردن یا نتیجه آن
  2. دارایی با استفاده بلندمدت برای یک نهاد
  3. وضعیت تجهیزات و مواد هنگام عدم فعالیت کارگاه

مثال‌ها