gendarmer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ʒɑ̃.daʁ.me\/

Conjugaison du verbe gendarmer

فعل

  1. به خاطر چیز کوچکی بی‌جهت عصبانی شدن.
  2. مانند ژاندارمی که ترافیک را تنظیم می‌کند عمل کردن.

مثال‌ها