ferrailler

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\fe.ʁɑ.je\/

Conjugaison du verbe ferrailler

فعل

  1. در نبرد یا مسابقه، شمشیرها، سابرها یا فلوره‌ها را بی‌نظم به کار بردن.
  2. به تندی بحث کردن؛ مجادله کردن.
  3. میله‌های فولادی را در قالب بتن برای تولید بتن‌آرمه قرار دادن.
  4. ضایعات آهنی بلااستفاده را برای بازیافت کنار گذاشتن.
  5. صدای فلز ایجاد کردن.

مثال‌ها