s’entremettre

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\s‿ɑ̃.tʁə.mɛtʁ\/

Conjugaison du verbe s’entremettre

فعل

  1. برای موفقیت امری که به دیگری مربوط است تلاش کردن
  2. در کاری دخالت کردن و مذاکره کردن
  3. داوری کردن

مثال‌ها