écartèlement

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\e.kaʁ.tɛl.mɑ̃\/

اسم

  1. عمل چهارپاره کردن محکوم با اسب در دوران قدیم
  2. از هم پاشیدگی یا انفجار

مثال‌ها