dessécher

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\de.se.ʃe\/

Conjugaison du verbe dessécher

فعل

  1. خشک کردن
  2. خشکاندن
  3. تحلیل بردن، لاغر کردن
  4. خشک و کم‌پشت کردن
  5. خشک شدن
  6. با بی‌صبری خواستن تا حد لاغری

مثال‌ها