desservir

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\de.sɛʁ.viʁ\/

Conjugaison du verbe desservir

فعل

  1. ظروف و بشقاب‌ها را از میز برداشتن.
  2. به کسی آسیب رساندن، علیه منافع او عمل کردن.
  3. مراسم کلیسا یا نمازخانه را برگزار کردن.
  4. خدمات حمل‌ونقل انجام دادن، چند مکان را به هم متصل کردن.

مثال‌ها