décentralisateur

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\de.sɑ̃.tʁa.li.za.tœʁ\/

اسم

  1. طرفدار تمرکززدایی

صفت

  1. آنچه تمرکززدایی می‌کند

مثال‌ها