décentralisation

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\de.sɑ̃.tʁa.li.za.sjɔ̃\/

اسم

  1. اقدام به پایان دادن به تمرکز یا حالتی مخالف تمرکز
  2. سیاست اعطای خودمختاری بیشتر به مناطق در برابر قدرت مرکزی

مثال‌ها