culbuter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\kyl.by.te\/

Conjugaison du verbe culbuter

فعل

  1. واژگون شدن؛ خودبه‌خود افتادن.
  2. کسی یا چیزی را انداختن، واژگون کردن.
  3. نزدیکی جنسی کردن.
  4. در هم‌وبرهم پس راندن.
  5. در چاپ، ورق را بعد از یک‌طرفه چاپ کردن برگرداندن تا طرف دیگرش چاپ شود.

مثال‌ها