cubital
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
صفت · اسم · /\ky.bi.tal\/
صفت
مربوط به استخوان زند زیرین.
سمت نزدیک به زند زیرین در دست یا ساعد.
اسم
نیمکت تکیهگاه آرنج و ساعد.
مثالها
Nerf cubital.
Artère cubitale.
Muscle cubital.
Mots liés
ulnaire
cubitale
cubitus
cubo
cucubale
cucul la praline
cucurbitacée
cucurbitacées
cucurbitaciste
cucurbite
cue
cueillaison
cueille
cueilles
cueillette
cueillir
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی