cornard

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\kɔʁ.naʁ\/

اسم

  1. کسی که همسرش خیانت می‌کند
  2. کسی که به هر شکل دیگری فریب خورده
  3. اشتباه مضحک در تمرین نظامی
  4. صندوق چوبی دانش‌آموزان نظامی برای نگهداری وسایل
  5. ابزار خمیده برای بیرون آوردن بوته از کوره
  6. سوسک گوزن‌سان اروپایی با آرواره‌های شاخ‌مانند

صفت

  1. کسی که در تنفس صدای خرخر دارد

مثال‌ها