cornage

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\kɔʁ.naʒ\/

اسم

  1. صدای تنفس اسب‌های مبتلا به تنگی نفس هنگام دویدن
  2. حق فئودالی بر چرای گاو و گوسفند در جنگل
  3. شلوغی و سر و صدا هنگام ازدواج مجدد بیوه
  4. بوی بد دهان

مثال‌ها