consacrant
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
صفت · اسم · /\kɔ̃.sa.kʁɑ̃\/
صفت
که تقدیس میکند
که اسقفی را تقدیس میکند
که نماز میخواند و نان و شراب را تقدیس میکند
اسم
کسی که تقدیس میکند
مثالها
Évêque consacrant.
Prêtre consacrant.
Mots liés
consécrateur
consécrateur
consacrée
consacrées
consacrer
consacrés
consanguin
consanguin
consanguine
consanguinité
consciemment
conscience
consciencieuse
consciencieusement
consciencieux
conscient
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی