connivent

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · فعل · /\kɔ.niv\/

صفت

  1. تمایل به نزدیک شدن به
  2. که بخش‌هایش به هم نزدیک می‌شوند
  3. نزدیک، همدست

فعل

  1. سوم‌شخصِ جمعِ حالِ اخباریِ فعلِ conniver
  2. سوم‌شخصِ جمعِ حالِ التزامیِ فعلِ conniver

مثال‌ها