commutation temporelle
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\kɔ.my.ta.sjɔ̃ tɑ̃.po.ʁɛl\/
اسم
سوئیچینگ با کار روی سیگنالهای مالتیپلکس زمانی، درون یک مالتیپلکس یا با سوئیچینگ فضایی برای مالتیپلکسهای متفاوت.
Mots liés
commutativité
commutatrice
commuter
comorbide
comorbide
Comores
compacité
compact
compact
compacte
compacte
compacter
compagne
compagnie
compagnie majeure
compagnon
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی