clavelé
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
صفت · /\kla.və.le\/
صفت
مبتلا به بیماری آبله گوسفند.
اثاثی که در نمایش آن گرهها دیده میشود.
Mots liés
clavelée
clavette
clavette
clavicorde
clavicule
claviculé
clavier
claviste
clavus
claxon
clay
clayon
clayonnage
clayonner
clé
clé à béquille
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی