clavette

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · /\kla.vɛt\/

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ claveter
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ claveter
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ claveter
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ claveter
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ claveter

اسم

  1. میخ تخت که از سوراخ انتهای میخ یا پیچ رد می‌شود تا آن را ثابت کند.
  2. قطعه فلزی دوچرخه که پدال را به محور ثابت می‌کند.
  3. قطعه فلزی میان شیار محور و چرخ برای ثابت کردن چرخ روی محور.
  4. قطعه فولادی برای قفل کردن کابل پیش‌تنیده پس از کشش.

مثال‌ها