circonflexe

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · فعل · اسم · /\siʁ.kɔ̃.flɛks\/

صفت

  1. دارای انحنا و پیچ‌وخم
  2. دارای نشانه مد
  3. دورزننده یا پیچنده دور اندامی

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ circonflexer
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ circonflexer
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ circonflexer
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ circonflexer
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ circonflexer

اسم

  1. نشانه مد

مثال‌ها