circonstance

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\siʁ.kɔ̃s.tɑ̃s\/

اسم

  1. جزئیاتی که همراهِ یک واقعیت، موقعیت و مانندِ آن است و آن را متمایز می‌کند
  2. رویداد خاص؛ فرصت خاص
  3. روابط زمانی، مکانی، نحوه، علت و غیره که عمل یا حالتی را که فعل بیان می‌کند احاطه کرده‌اند
  4. وضعیت فعلی؛ موقعیت کنونی امور

مثال‌ها