causatif
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · صفت · /\ko.za.tif\/
اسم
ساختار دستوری که فاعل کاری را توسط دیگری انجام میدهد، مانند «faire + فعل» در فرانسوی.
حالت صرفی اسم که علت عمل فعل را بیان میکند.
صفت
نشاندهنده علت.
علی.
مثالها
ा
Mots liés
causal
cause
causer
causerie
causette
causeur
causeur
causeuse
causse
causticité
caustique
caustique
cautèle
cauteleusement
cauteleux
cautère
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی