carotter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ka.ʁɔ.te\/

Conjugaison du verbe carotter

فعل

  1. با سوءاستفاده از حسن نیت کسی چیزی را از او اخاذی کردن.
  2. کسی را کلاهبرداری کردن، فریب دادن.
  3. نمونه استوانه‌ای از خاک، یخ قطبی و مانند آن برداشتن.
  4. با خست بازی کردن، هر بار پول کمی شرط بستن.

مثال‌ها