carabin

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\ka.ʁa.bɛ̃\/

اسم

  1. سرباز سواره‌نظام مسلح به تفنگ که برای شناسایی و درگیری‌های کوچک به کار می‌رفت.
  2. دانشجوی پزشکی.
  3. دانشجوی دانشگاه.
  4. جراح تازه‌کار که مدتی کوتاه در یک بیمارستان می‌ماند.
  5. کسی که در بازی فقط شرطی می‌بندد و سپس خارج می‌شود.
  6. گندم سیاه.
  7. تکه چرم لوزی‌شکل که میان انگشتان دستکش قرار می‌گیرد.

صفت

  1. مربوط به دانشجویان پزشکی و فرهنگ دانشجویی آنان.

مثال‌ها