bornoyer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\bɔʁ.nwa.je\/

Conjugaison du verbe bornoyer

فعل

  1. با یک چشم نگاه کردن برای بررسی صافی
  2. نصب میخ راهنما در خط مستقیم

مثال‌ها