توقف تغذیه عضو یا بافت که با کاهش حجم یا وزن آن ظاهر میشود
کاهش، کوچک شدن، عدم رشد، چیزی، فعالیتی
مثالها
atrophie d´un secteur économique, d´une industrie — تحلیلرفتن یک بخش اقتصادی، یک صنعت
atrophie d´un lac, d´un glacier — تحلیلرفتن یک دریاچه، یک یخچال
Cette structure, installée sur l’eau, libère ainsi des terres dans des zones peuplées, réduit également l’évaporation, et profite de l’air plus frais à la surface de l’eau pour éviter un phénomène d’atrophie des performances des cellules solaires. — این سازه که روی آب نصب شده، زمینهایی در مناطق پرجمعیت آزاد میکند، تبخیر را نیز کاهش میدهد و از هوای خنکتر سطح آب برای جلوگیری از پدیده تحلیلرفتن عملکرد سلولهای خورشیدی بهره میبرد.