pragmatique

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\pʁaɡ.ma.tik\/

صفت

  1. انتخاب تصمیم یا اقدامی مناسب و مؤثر برای هدف مورد نظر
  2. مربوط به امور و عمل، به‌ویژه در اصطلاح تاریخی
  3. مربوط به عمل و مبتنی بر تجربه
  4. مربوط به کاربردشناسی

اسم

  1. مطالعه کاربرد جملات در بافت گفتاری
  2. جنبه‌ای از ارتباط که به دلایل و مقاصد ارتباط می‌پردازد
  3. توانایی ارتباط مؤثر و مناسب با توجه به زمینه و مخاطب

مثال‌ها