PPAR
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم
اسم
گیرنده غشای هستهای سلولها فعالشده با اسیدهای چرب یا لیپیدها.
Mots liés
PQ
Pr
Pracht
practice
praenomen
Praga
pragmatique
pragmatique
pragmatisme
Pragois
Prague
prairial
prairial
prairie
prairie
praline
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی