arraisonner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\a.ʁɛ.zɔ.ne\/

Conjugaison du verbe arraisonner

فعل

  1. متقاعد کردن کسی با ارائه دلایل
  2. بررسی بار، مقصد و وضعیت بهداشتی کشتی

مثال‌ها