réminiscence

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ʁe.mi.ni.sɑ̃s\/

اسم

  1. یادآوری خاطره‌ای بدون آگاهی از منبع آن
  2. خاطره‌ای که بدون ارتباط با افکار پیشین ظاهر می‌شود
  3. خاطرات مبهم و درهم
  4. وام‌گیری کمابیش آگاهانه از آثار دیگران

مثال‌ها