acagnarder

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\a.ka.ɲaʁ.de\/

Conjugaison du verbe acagnarder

فعل

  1. عادت دادن به زندگی پنهان و تنبل، تنبل و ضعیف کردن
  2. بیکار ماندن
  3. تنبلی کردن
  4. زندگی پنهان و گوشه‌گیر داشتن

مثال‌ها