solder

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\sɔl.de\/

Conjugaison du verbe solder

فعل

  1. پرداخت حقوق به سربازان یا مزدوران.
  2. پرداخت تمام بدهی باقی‌مانده به کسی.
  3. تسویه کردن حساب یا بدهی، پرداخت کامل آن.
  4. فروش با تخفیف یا در حراج.
  5. منجر شدن، انجامیدن، ختم شدن.

مثال‌ها